جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
171
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
با غلامانى سوار كه از جلو راه مىگشودند و نوكرانى كه از دو طرف در حركت بودند ويكتوريا كه من يگانه سرنشين آن بودم خوشخوشك از شهر بيرون رفت . قوچان به شامگير - اولين مرحله جادهء شاهراه مشهد بود و براى آنكه سوء ظنى توليد نشده باشد قصد كردم تا رادكان كه خارج از حوزهء حكومت شجاع و در چهل ميلى قوچان واقع بود از همين جاده بروم كه سراسر آن از جاهاى بىآبوعلف هموار مىگذرد و در بيست ميلى شهر از آبريز بين اترك و كشفرود عبور مىكند . اين بخش راه احتياج مبرمى به تعمير داشت و معلوم بود كه مهندس بصيرى آن را نساخته بود . بنابر قاعده ، جلودارانم ترجيح مىدادند كه از راه صحرا بروند ، زيرا كه جاده دستانداز فراوان داشت كه گاهى به عمق يك پا يا بيشتر بود و براى فنرهاى نازك ويكتوريا خطرناك بود . باوجود اين فصل سال ( پاييز ) كه طبيعت شاداب نيست اراضى در همهجا مزروع بود و هروجب اين زمين را شخم زده بودند . من كه در يك قفس خاكآلود مقيد شده بودم از ديدن حتى يك متر فاصلهء جلو خودم محروم شدم . در راه گاهى آبادى محقرى به نظر مىرسيد كه خانههاى گلى داشت كه از سايهء باريك درختانى نيمهجان برخوردار و زندگى خود را مديون آب جارى مختصرى بود كه با خشنودى فراوان اهالى از قناتى كه هنوز مسدود نشده بود جريان داشت « 1 » از دهات ذيل يكى بعد از ديگرى عبور كرديم : فتحآباد دو ميل
--> ( 1 ) - راجع به قنات گفتنى بسيار خواهم داشت و آن عمدهترين و تقريبا اختصاص لايزالى از مناظر ايران است . براى اطلاع كسانى كه آن را نديدهاند شرحش را اينجا بيان مىكنم . قنات كه به زبان بلوچى و افغانى كاريز خوانده مىشود دالانى است زيرزمينى كه از چاههاى متعدد مربوط به هم از كوهپايه تا آبادى امتداد دارد و آب آن يا براى كشتوكار است و يا در زندگانى روزانه مصرف مىشود . طرز ايجاد آن از اين قرار است كه چند حلقه چاه در نقاط مرتفع حفر و اين منابع را با نقبى به يكديگر وصل مىكنند و فاصلهء اين چاهها در حدود بيست متر يا بيشتر است و آب چشمهها از درون اين دالان جريان مىيابد و خاك هريك از چاهها و مجارى در كنار حلقه انبار مىشود و هرچند يكبار منابع و مجارى را لاىروبى و تنقيه مىكنند بنابراين هر دهكدهاى كه اراضى قابل كشت كافى دارد مطابق معمول چند حلقه قنات هم خواهد داشت كه گاهى چند ميل طول آن است و به نزديكترين كوهسار منتهى مىشود و علامت آنهم خاكريزهاى متوالى است كه مانند رشته تپهها -